ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

96

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

ديلمان به راه افتاديم و پس از دو ساعتى به گورستان ارمنيان كه بر فراز تپه‌اى نزديك دهى كوچك قرار دارد رسيديم . جايى ديدنى بود . براى آنكه بتوانم خود را به آن گورستان برسانم ناچار از كالسكه پياده شدم و پس از طى تقريبا 800 متر كه در ميان آب و برف به سختى راه مىگشودم به آنجا رسيدم . نزديك قلهء تپه مقبره‌اى عظيم وجود دارد كه كتيبه‌اى بر آن نصب كرده‌اند و بنا به شرحى كه در آن آمده است بناى آن گورستان را به خانوادهء « مامى كونيان « 1 » » نسبت داده‌اند ، و اينان خاندانى از قهرمانان باستانى ارمنستان بشمار مىروند . مشاهده كردم كه عده‌اى از سنگ قبرها را به شكل قوچ و به طرزى خشن تراشيده‌اند ، و اين همان شكلى است كه در گورستانهاى كهنهء ارمنيان ديده مىشود . كتيبهء بلند بالايى كه به زبان سريانى بود ، نيز ديدم كه حروف آن تقريبا خوانده نمىشد . پس از توقفى كوتاه در آن تپه به جاى خود بازگشتم و رو به راه نهادم . اين‌بار قصدم آن بود كه از نقوش برجستهء سواران عهد ساسانى كه مىدانستم در دامنهء تپهء سنگى « صورت داغى » ( كوه تصوير ) كنده‌اند ديدن كنم . اين تپه در نقطه‌اى بر سر راه ديلمان به قوشچى واقع است . اندكى پيش از ظهر به روستاى كوچكى رسيديم و دانستيم كه از صورت داغى گذشته‌ايم ، زيرا كسى را نيافته بوديم كه در آن بيابان برهوت جاى نقوش برجستهء سنگى را دقيقا بشناسد . از اين‌رو راهنمايى سراغ كردم و به اتفاق او پياده از ميان گل و برف به راه افتادم و پس از طى نزديك به 5 كيلومتر خود را به مقصد رساندم تا بتوانم نقوش سنگى را به دقت بنگرم . اين نقشها را در ارتفاع سى مترى از سطح دشت بر سينهء صخره‌اى بس سراشيب كنده‌اند و بىشك متعلق به دوران ساسانى است ، زيرا داراى تمام خصوصيات نقوش سنگى طاق‌بستان و نقش رستم و نقش رجب است . مجموعهء نقشهاى صورت داغى ، مركب است از چهار نقش : دو سوار و دو پياده . سواران پادشاهانى هستند كه ظاهرا ايشان را در حال گرفتن تاج از دست آن دو پياده نشان داده‌اند . پيادگان به چاكران و بيشتر به مهتران مىمانند . چنين مىنمايد كه يكى از آن دو سوار از ديگرى به سال بزرگترست و به ظاهر ريش نيز دارد . دومى جوانترست و به ظاهر ساده‌رو مىنمايد . اما پس از دقت بيشتر معلوم مىشود كه اين بىريشى ظاهرى است نه واقعى ، و سبب آن است كه قسمت پايين چهره به واسطهء نوعى تمثال شكنى « 2 » خراب و ديگرگون شده است 29 . هر دو سوار سربند يا كلاه بالن شكلى بر سر دارند كه نوارهاى بلند باريك آن از عقب در اهتزاز است و شال‌گردن يا نقابى از پايين

--> ( 1 ) . Mamikonian ( 2 ) . iconoclast ، اصطلاحى است مربوط به تاريخ مسيحيت ، و مراد از آن ضديت با استعمال تمثال و مجسمه براى منظورهاى مذهبى است ( بت‌شكنى ) . م